چادر

کلاسی نیوز:

یادش بخیر سال‌های دور
جمعی بود و نازنینانی ...
آقای پزشکی بودند ، می‌فرمودند :  
« ریش » * ، باید « ریشه » داشته باشد .
مجال ِ ورود به بحث ، برای حقیر نبود .
اما توی دلم گفتم :
« چادر » هم باید ریشه داشته باشد .
اگر چادر « بی‌ریشه » باشد ، دل ِحضرت فاطمه را « ریش ریش » می‌کند .
***
از آن محفل سال‌ها گذشته ، اما من هنوز به آن فکر می‌کنم .
به اینکه چه‌قدر تلخ‌ست که نگاه‌مان به « چادر » ،
تنها از منظر ِ « جنس » و « مارک » و « قیمت » باشد .
خیلی‌ها جنس چادرشان حتما باید « حریر ِ ‌أسود » باشد ،
و مارک ِ آن « ببر و پلنگ و ... » داشته باشد ،
و قیمت هم هرچه « بالا »تر بهتر ،
و رنگ ِ آن ، هرچه « مشکی » ‌تر ،
« ریشه » هم نداشت ، نداشت .
آن‌وقت این چادر ، با « نسیم » که چه عرض کنم ، با « فوت » برداشته می‌شود .
من هیچ‌گاه به این فکر نمی‌کنم که پارچه‌ی چادرم ، چه مارکی داشته‌باشد .
« حریر ِ ‌أسود » باشد یا نباشد ؛
« دو گوزن » و « دو ببر » باشد یا نباشد ؛
چه اهمیتی دارد ؟
اصلا ارزش ِ چادر ، ربطی به تعداد حیواناتش ندارد ،
به نام ِ کارخانه‌اش مربوط نمی شود .
مشکی ِ مشکی باشد یا نباشد ، اهمیتی ندارد .
مهم این‌ست که چادرم ،
« تار » ش ، « عفت و حیا » باشد ؛
و « پود » ش ، « نجابت و وقار » .
برای من این مهم است که چادرم « فاطمه‌نشان » باشد .
هرچه « فاطمی‌تر » ، قیمتش افزون‌تر ، ارزشش بالاتر .
این مهم است که اگر چادر بر سر می‌گذارم ،
باید همه‌ی اعمالم هم « دست ِکم »  در حد ِ  « اعلی » باشد .
عبادتم ،
اخلاق و رفتارم ،
نگاهم ،
تحصیلاتم ،
انتخاب ِ دوستانم ،
انتخاب ِ همسرم ،
ازدواجم ،
خانه‌داری‌ام ،
همسرداری‌ام ،
تربیت ِ فرزندانم ،
همه و همه باید « اعلی » باشد .
« فاطمی » باشد .
آن‌وقت این « چادر ِ مشکی » ،
می‌شود « تاج ِ بندگی » ؛
می‌شود « مدال ِ افتخار » ؛
می‌شود « شادی ِ دل ِ حضرت ِ زهرا » ؛
می‌شود « نور » ؛
« نور » ؛
« نور » ؛
« نور » ؛
« نور » ؛
و آن‌وقت من نیز « نور » می‌شوم .
آن‌وقت دیگر چرا « حضرت ِ ولی ِ عصر » از من ، رو بگرداند ؟
چرا « حضرت ِ زهرا » از من ناراضی باشد ؟
چرا « رسول‌الله » به من غضب کند ؟
چرا « خداوند جل جلاله » از من خشنود نباشد ؟

/ 0 نظر / 6 بازدید